a slap on the wrist
/ə slæp ɑːn ðə rɪst/
تنبیه خیلی سبک؛ تذکر ملایم
توهین؛ ضربهی ناگهانی
An action that insults or disappoints someone badly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Not being invited felt like a slap in the face.
دعوت نشدن مثل یک توهین بود.
The pay cut was a slap in the face to the staff.
کاهش حقوق برای کارکنان توهینآمیز بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی رفتاری بیاحترامی یا ناسپاسی تلقی میشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a slap on the face
a slap in the face
این اصطلاح با in به کار میرود.