look ahead
/lʊk əˈhed/
به آینده فکر کردن
نگاهی به اطراف انداختن؛ گشتن
To explore a place, or to search for options.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We looked around the old town for an hour.
یک ساعت در شهر قدیمی گشتیم.
I'm just looking around, thanks.
فقط دارم نگاه میکنم، ممنون.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در خرید و گردش.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
look around to the shop
look around the shop
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.