look around
/lʊk əˈraʊnd/
نگاهی به اطراف انداختن؛ گشتن
To think about and plan for the future.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Looking ahead, we need to hire two more people.
با نگاه به آینده، باید دو نفر دیگر استخدام کنیم.
It's time to stop worrying and look ahead.
وقتش رسیده نگرانی را کنار بگذاری و به آینده نگاه کنی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در برنامهریزی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
look ahead to future
look ahead to the future
future با the میآید.