پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیA2· مقدماتیخنثی

pick up

/ˌpɪk ˈʌp/PIK UP

برداشتن؛ (با ماشین) دنبال کسی رفتن؛ یاد گرفتن (اتفاقی)؛ بهتر شدن

تعریف انگلیسی

To lift something; to collect someone or something; to learn casually; or to improve.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'll pick you up at the airport at six.

    ساعت شش در فرودگاه دنبالت می‌آیم.

  2. She picked up Spanish while living in Madrid.

    او در مدت زندگی در مادرید، اسپانیایی را یاد گرفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

یکی از پرمعنی‌ترین فعل‌های عبارتی؛ معنی از بافت مشخص می‌شود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • pick up me

    pick me up

    ضمیر وسط می‌آید.