پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

mix up

/mɪks ʌp/MIKS UP

قاطی کردن؛ اشتباه گرفتن

تعریف انگلیسی

To confuse two people or things.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I always mix up the twins.

    همیشه دوقلوها را با هم اشتباه می‌گیرم.

  2. There was a mix-up with our booking.

    در رزرو ما اشتباهی پیش آمده بود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای اشتباه گرفتن یا به هم ریختن.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I mix the twins.

    I mix up the twins.

    برای «اشتباه گرفتن» up لازم است.