mix up
/mɪks ʌp/
قاطی کردن؛ اشتباه گرفتن
To end a phone call; also, to hang clothes.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She hung up on me!
تلفن را رویم قطع کرد!
Hang your coat up by the door.
کتت را کنار در آویزان کن.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای پایان تماس، اغلب ناگهانی؛ یا آویزان کردن لباس.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
She cut the phone on me.
She hung up on me.
برای قطع کردن تلفن hang up بگو.