فعل عبارتیB1
wait on
/weɪt ɑːn/
پذیرایی کردن از
خنثی#غذا و رستوران#کار و شغل
To put on clothes to see if they fit or look good.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Can I try this jacket on?
میتوانم این کت را پرو کنم؟
She tried on five pairs of shoes.
پنج جفت کفش را پرو کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در خرید لباس و کفش.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Can I try on it?
Can I try it on?
ضمیر بین try و on میآید.