پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

wait on

/weɪt ɑːn/WAYT ON

پذیرایی کردن از

تعریف انگلیسی

To serve someone, especially in a restaurant.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. A young man waited on us at dinner.

    یک مرد جوان سر شام از ما پذیرایی کرد.

  2. She waits on him hand and foot.

    مثل خدمتکار به او می‌رسد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای سرویس دادن در رستوران یا خدمت کردن به کسی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • She waits the customers.

    She waits on the customers.

    wait بدون on این معنا را نمی‌دهد؛ wait for یعنی «منتظر ماندن» و wait on یعنی «پذیرایی کردن».