پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

do without

/duː wɪˈðaʊt/DOO with-OWT

بدون چیزی سر کردن

تعریف انگلیسی

To manage without something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I can't do without my morning coffee.

    بدون قهوهٔ صبح نمی‌توانم سر کنم.

  2. We'll have to do without a car for a while.

    مدتی باید بدون ماشین سر کنیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کنار آمدن با نبود چیزی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I can't do my coffee without.

    I can't do without my coffee.

    without قبل از مفعول می‌آید.