make progress
/ˌmeɪk ˈprɑːɡres/
پیشرفت کردن
مهارت سابق را از دست دادن
To no longer be as good at something as you used to be.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
That was a terrible shot — I think I'm losing my touch.
شوت افتضاحی بود؛ فکر کنم دارم مهارتم را از دست میدهم.
She hasn't lost her touch — the cake was perfect.
هنوز مهارتش سر جایش است؛ کیک عالی بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
اغلب شوخیوار، دربارهی افت مهارت خودتان یا دیگری.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
lose the touch
lose your touch
ضمیر ملکی لازم است.