پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

nailed it

/neɪld ɪt/nayld it

ترکاندی؛ عالی از پسش برآمدی

تعریف انگلیسی

Did something very successfully or exactly right.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. You nailed it in the interview!

    در مصاحبه عالی عمل کردی!

  2. I finally got the recipe right. Nailed it!

    بالاخره دستور غذا را درست اجرا کردم. ترکوندم!

  3. How did the driving test go? — Nailed it! Passed first time.

    امتحان رانندگی چطور شد؟ — ترکوندم! بار اول قبول شدم.

    گفت‌وگوی دوستانه
  4. The photographer really nailed the lighting.

    عکاس واقعاً نورپردازی رو عالی از آب درآورده بود.

    با مفعول: nail something

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

تصویرش کوبیدن میخ است: یک ضربهٔ دقیق که میخ را درست سر جایش می‌نشاند. hit the nail on the head (درست زدن به میخ) هم از همین تصویر آمده است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تحسین اجرای موفق یا خوشحالی از موفقیت خودتان.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • You nailed in it.

    You nailed it.

    در این معنا nail مستقیم مفعول می‌گیرد.