I'm down
/aɪm ˈdaʊn/
پایهام! من هستم!
ترکاندی؛ عالی از پسش برآمدی
Did something very successfully or exactly right.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You nailed it in the interview!
در مصاحبه عالی عمل کردی!
I finally got the recipe right. Nailed it!
بالاخره دستور غذا را درست اجرا کردم. ترکوندم!
How did the driving test go? — Nailed it! Passed first time.
امتحان رانندگی چطور شد؟ — ترکوندم! بار اول قبول شدم.
گفتوگوی دوستانهThe photographer really nailed the lighting.
عکاس واقعاً نورپردازی رو عالی از آب درآورده بود.
با مفعول: nail somethingچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
تصویرش کوبیدن میخ است: یک ضربهٔ دقیق که میخ را درست سر جایش مینشاند. hit the nail on the head (درست زدن به میخ) هم از همین تصویر آمده است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تحسین اجرای موفق یا خوشحالی از موفقیت خودتان.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
You nailed in it.
You nailed it.
در این معنا nail مستقیم مفعول میگیرد.