ate that
/eɪt ðæt/
ترکوند؛ عالی از پسش برآمد
ترکاندی؛ عالی بود
Did something very successfully.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You smashed it in the interview!
در مصاحبه ترکاندی!
They smashed it at the concert last night.
دیشب در کنسرت عالی بودند.
How was your first day? — Smashed it, I think!
روز اولت چطور بود؟ — فکر کنم ترکوندم!
گفتوگوی دوستانه؛ بریتانیاYou absolutely smashed that run — new personal best!
اون دویدن رو حسابی ترکوندی؛ رکورد شخصی جدید!
تشویق در باشگاهچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
smash یعنی «خرد کردن» یا ضربهٔ محکم، مثل اسمش در تنیس. smashed it یعنی کار را با یک ضربهٔ محکم تمام کردی؛ در بریتانیا خیلی رایج است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تحسین موفقیت، بیشتر بریتانیایی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
smashed to it
smashed it
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.
nailed it
در آمریکا nailed it رایجتر است.