that sent me
/ðæt sent miː/
از خنده منفجرم کرد
راستش را بخواهی
A softener before an honest, often slightly awkward, opinion.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Not gonna lie, I forgot about the meeting.
راستش را بخواهی، جلسه یادم رفت.
Not gonna lie, that was harder than I expected.
راستش، از چیزی که فکر میکردم سختتر بود.
Do you like my new glasses? — Not gonna lie, I liked the old ones better.
عینک جدیدم رو دوست داری؟ — راستش، قبلیها رو بیشتر دوست داشتم.
گفتوگوی دوستانهNgl, this exam was easier than I thought.
راستش، این امتحان از چیزی که فکر میکردم راحتتر بود.
شکل نوشتاری: nglچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
جملهٔ سادهای است (I'm not going to lie) که در گفتار کوتاه شد؛ مخفف ngl در پیامهای دههٔ ۲۰۱۰ رایج شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
پیش از اعترافی کوچک یا نظری صادقانه.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
not going to lie you
not gonna lie
این عبارت مفعول نمیگیرد.