nailed it
/neɪld ɪt/
ترکاندی؛ عالی از پسش برآمدی
ترکاندن؛ فوقالعاده اجرا کردن (ظاهر یا کار)
To do something extremely well or look amazing.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You slayed that presentation!
ارائه را ترکاندی!
She's slaying in that dress.
با آن لباس محشر شده.
How do I look? — Honestly? You're slaying.
چطور شدم؟ — راستش؟ محشر شدی.
قبل از مهمانیShe slayed the audition — they called her back the same day.
تست بازیگری رو ترکوند؛ همون روز باهاش تماس گرفتن.
تعریف از موفقیت کسیچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
slay یعنی «کشتن»، مثلاً کشتن اژدها. در فرهنگ رقص و درگ نیویورک (ball culture) در دهههای ۱۹۷۰ و ۸۰ معنای «ترکاندن» گرفت و بعد با شبکههای اجتماعی فراگیر شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تحسین پرانرژی، بهویژه در شبکههای اجتماعی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
You slew the presentation.
You slayed the presentation.
در معنای عامیانه گذشته slayed است.