That makes sense
/ðæt ˌmeɪks ˈsens/
منطقیه / متوجه شدم
متوجه منظورت هستم
Used to say you understand someone's point.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The colours clash. — Oh, I see what you mean.
رنگها با هم نمیخوانند. — آهان، متوجه منظورت هستم.
I see what you mean, but I still disagree.
منظورت را میفهمم، ولی هنوز مخالفم.
This room feels small with all this furniture. — I see what you mean.
با این همه مبلمان اتاق کوچک به نظر میرسد. — متوجه منظورت هستم.
چیدمان خانهI see what you mean about the noise — it's really loud.
منظورت را دربارهٔ سروصدا میفهمم؛ واقعاً بلند است.
تأیید شکایت کسیموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تأیید فهمیدن، حتی اگر موافق نباشید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I see what do you mean.
I see what you mean.
سؤال غیرمستقیم: بدون do.