That makes sense
/ðæt ˌmeɪks ˈsens/
منطقیه / متوجه شدم
نکتهی خوبی بود / حق با توئه
Used to acknowledge that someone has said something sensible.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We should test it on mobile first. — Good point.
اول باید روی موبایل تستش کنیم. — نکتهی خوبی است.
Good point, I hadn't thought of that.
حق با توست، به آن فکر نکرده بودم.
We should check the weather before we go. — Good point.
قبل از رفتن باید هوا را چک کنیم. — نکتهٔ خوبی است.
برنامهریزی سفرThat's a good point about the parking — let's take the metro.
نکتهٔ خوبی دربارهٔ پارکینگ گفتی؛ با مترو برویم.
تصمیمگیریموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در بحث، برای تأیید نکتهی طرف مقابل.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
Good pointed.
Good point.
point اسم است.