پرش به محتوای اصلی
عبارت رایجA2· مقدماتیخنثی

That makes sense

/ðæt ˌmeɪks ˈsens/that MAYKS SENSS

منطقیه / متوجه شدم

تعریف انگلیسی

Used to say that you understand something or find it logical.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. So the meeting moved because of the holiday? That makes sense.

    پس جلسه به‌خاطر تعطیلی جابه‌جا شد؟ منطقیه.

  2. It doesn't make sense to pay twice.

    دو بار پرداختن منطقی نیست.

  3. The shop's closed because it's a holiday. — Oh, that makes sense.

    مغازه بسته است چون تعطیل رسمی است. — آهان، منطقی است.

    گفت‌وگوی روزمره
  4. Does that make sense, or should I explain it again?

    متوجه شدی، یا دوباره توضیح بدهم؟

    سر کلاس؛ شکل سؤالی

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

تأیید فهمیدن توضیح کسی؛ بسیار رایج در جلسات.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • That makes a sense.

    That makes sense.

    sense بدون a.