With all due respect…
/wɪð ɔːl djuː rɪˈspekt/
با کمال احترام…
اجازه بدهید مخالفت کنم
A formal, slightly old-fashioned way to disagree.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I beg to differ on that point.
در آن مورد اجازه بدهید مخالفت کنم.
You say it's simple; I beg to differ.
تو میگویی ساده است؛ اجازه بده مخالفت کنم.
Cats are much easier than dogs. — I beg to differ!
گربهها خیلی راحتتر از سگها هستند. — اجازه بده مخالفت کنم!
بحث دوستانه، با لحن شوخیThe report claims sales are rising, but I beg to differ.
گزارش میگوید فروش در حال افزایش است، ولی من مخالفم.
جلسهٔ کاریموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در بحث رسمی یا به شوخی بین دوستان.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I beg to differ with that point
I beg to differ on that point.
برای موضوع از on استفاده میشود.