پرش به محتوای اصلی
عبارت رایجB2· بالاتر از متوسطخنثی

I beg to differ.

/aɪ beɡ tə ˈdɪfər/eye BEG tuh DIF-er

اجازه بدهید مخالفت کنم

تعریف انگلیسی

A formal, slightly old-fashioned way to disagree.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I beg to differ on that point.

    در آن مورد اجازه بدهید مخالفت کنم.

  2. You say it's simple; I beg to differ.

    تو می‌گویی ساده است؛ اجازه بده مخالفت کنم.

  3. Cats are much easier than dogs. — I beg to differ!

    گربه‌ها خیلی راحت‌تر از سگ‌ها هستند. — اجازه بده مخالفت کنم!

    بحث دوستانه، با لحن شوخی
  4. The report claims sales are rising, but I beg to differ.

    گزارش می‌گوید فروش در حال افزایش است، ولی من مخالفم.

    جلسهٔ کاری

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در بحث رسمی یا به شوخی بین دوستان.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I beg to differ with that point

    I beg to differ on that point.

    برای موضوع از on استفاده می‌شود.