I'm not so sure.
/aɪm nɑːt soʊ ʃʊr/
چندان مطمئن نیستم
من جور دیگری میبینم
Stating a different view without saying the other person is wrong.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I see it differently — the delay actually helped us.
من جور دیگری میبینم؛ آن تأخیر در واقع به ما کمک کرد.
You may be right, but I see it differently.
شاید حق با تو باشد، ولی من جور دیگری میبینم.
Remote work makes people lazy. — I see it differently. My team works harder at home.
دورکاری آدمها را تنبل میکند. — من جور دیگری میبینم. تیم من در خانه سختتر کار میکند.
بحث کاریI understand your point, but I see it a bit differently.
منظورتان را میفهمم، ولی من کمی جور دیگری میبینم.
مخالفت ملایمموقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در بحث حرفهای، برای مخالفت محترمانه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I see it different
I see it differently.
بعد از see it قید differently میآید.