go back to the drawing board
/ɡoʊ bæk tə ðə ˈdrɔːɪŋ bɔːrd/
از نو شروع کردن (بعد از شکست)
To leave or start a journey.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
It's getting late; we should hit the road.
دارد دیر میشود؛ باید راه بیفتیم.
They hit the road at dawn.
سپیدهدم راه افتادند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
غیررسمی، برای شروع سفر یا رفتن.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
hit on the road
hit the road
این اصطلاح به حرف اضافه نیاز ندارد.