skint
/skɪnt/
بیپول
So surprised that you cannot speak.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I was gobsmacked when they announced her name.
وقتی اسمش را اعلام کردند مات و مبهوت ماندم.
Everyone looked gobsmacked.
همه مبهوت به نظر میرسیدند.
They sold the house in one day? — I know, I was gobsmacked.
خونه رو یهروزه فروختن؟ — میدونم، مات موندم.
گفتوگوی دوستانه؛ بریتانیاThe whole class sat there gobsmacked when the quiet kid won.
وقتی بچهٔ ساکت کلاس برنده شد، همه مات و مبهوت نشسته بودن.
مدرسهچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
gob در انگلیسی بریتانیایی یعنی «دهان» و smack یعنی «سیلی». gobsmacked یعنی آنقدر شوکه که انگار دستت را محکم روی دهانت زدهای؛ از شمال انگلستان آمده و در دههٔ ۱۹۸۰ رایج شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای غافلگیری شدید.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
gobsmack
gobsmacked
شکل صفتی آن gobsmacked است.
gobsmacked
این کلمه تقریباً فقط در بریتانیا به کار میرود.