پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

cringe

/krɪndʒ/KRINJ

خجالت‌آور و معذب‌کننده (به‌جای دیگران خجالت کشیدن)

تعریف انگلیسی

Embarrassing or awkward in a way that makes you feel uncomfortable.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. His speech was so cringe.

    سخنرانی‌اش خیلی خجالت‌آور بود.

  2. I cringe every time I watch my old videos.

    هر بار ویدیوهای قدیمی‌ام را می‌بینم، از خجالت آب می‌شوم.

  3. Did you see his dance at the wedding? — Don't. It was so cringe.

    رقصش رو توی عروسی دیدی؟ — نگو. خیلی ضایع بود.

    گفت‌وگوی دوستانه
  4. Reading my old diary is pure cringe.

    خوندن دفتر خاطرات قدیمیم فقط مایهٔ خجالته.

    خاطره‌گویی

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

cringe از قرن‌ها پیش یعنی «از ترس یا خجالت در خود جمع شدن». استفادهٔ آن به‌عنوان صفت (that's cringe) کار اینترنت دههٔ ۲۰۱۰ است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

شبکه‌های اجتماعی و بین جوان‌ها؛ برای رفتار معذب‌کننده.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • It was so cringy for me to see. (in an essay)

    It was embarrassing to watch.

    کاملاً عامیانه است.