پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

flex

/fleks/fleks

پز دادن؛ خودنمایی کردن

تعریف انگلیسی

To show off something you are proud of, especially status or possessions.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He keeps flexing his new watch.

    او مدام با ساعت تازه‌اش پز می‌دهد.

  2. Finishing that marathon is a real flex.

    تمام کردن آن ماراتن واقعاً جای افتخار و پز دادن دارد.

  3. Why does he keep mentioning his car? — He's flexing.

    چرا مدام از ماشینش حرف می‌زنه؟ — داره پز می‌ده.

    گفت‌وگوی دوستانه
  4. Not to flex, but I finished the whole book in two days.

    قصد پز دادن ندارم، ولی کل کتاب رو دو روزه تموم کردم.

    الگوی رایج: not to flex, but…

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

flex یعنی «منقبض کردن عضله»، مثل ورزشکاری که بازوهایش را به رخ می‌کشد. در هیپ‌هاپ دههٔ ۱۹۹۰ معنای «پز دادن» گرفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای اشاره به خودنمایی، گاهی همراه با تحسین یا شوخی.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • That is real flex.

    That is a real flex.

    وقتی به صورت اسم مفرد می‌آید a لازم است.