I'm down
/aɪm ˈdaʊn/
پایهام! من هستم!
To show off something you are proud of, especially status or possessions.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He keeps flexing his new watch.
او مدام با ساعت تازهاش پز میدهد.
Finishing that marathon is a real flex.
تمام کردن آن ماراتن واقعاً جای افتخار و پز دادن دارد.
Why does he keep mentioning his car? — He's flexing.
چرا مدام از ماشینش حرف میزنه؟ — داره پز میده.
گفتوگوی دوستانهNot to flex, but I finished the whole book in two days.
قصد پز دادن ندارم، ولی کل کتاب رو دو روزه تموم کردم.
الگوی رایج: not to flex, but…چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
flex یعنی «منقبض کردن عضله»، مثل ورزشکاری که بازوهایش را به رخ میکشد. در هیپهاپ دههٔ ۱۹۹۰ معنای «پز دادن» گرفت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای اشاره به خودنمایی، گاهی همراه با تحسین یا شوخی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
That is real flex.
That is a real flex.
وقتی به صورت اسم مفرد میآید a لازم است.