make progress
/ˌmeɪk ˈprɑːɡres/
پیشرفت کردن
A friend you know well and trust.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She's been a close friend since school.
او از دوران مدرسه دوست صمیمی من بوده است.
I talked it over with a close friend.
دربارهاش با یک دوست صمیمی صحبت کردم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توصیف دوستی عمیق و همراه با اعتماد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
She is a closed friend.
She is a close friend.
closed یعنی بسته؛ صفت موردنظر close است.