red tape
/red teɪp/
کاغذبازی؛ بوروکراسی
کسی را در حین جرم گرفتن
To catch someone in the act of doing something wrong.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The thief was caught red-handed with the jewellery.
دزد با جواهرات مچش گرفته شد.
I caught him red-handed eating my cake.
مچش را گرفتم که داشت کیکم را میخورد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای گرفتن مچ کسی، جدی یا شوخی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
catch him red handed
catch him red-handed
red-handed با خط تیره است.