egg someone on
/eɡ ˈsʌmwʌn ɑːn/
کسی را تحریک به کاری کردن
نسخهی فاجعه؛ کاری که حتماً بد تمام میشود
A situation very likely to end badly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Leaving teenagers alone with fireworks is a recipe for disaster.
تنها گذاشتن نوجوانها با ترقه نسخهی فاجعه است.
No planning and no budget: a recipe for disaster.
نه برنامه نه بودجه؛ فاجعه تضمینی است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای هشدار دربارهی ترکیب عوامل خطرناک.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a recipe of disaster
a recipe for disaster
حرف اضافهی این اصطلاح for است.