butter someone up
/ˈbʌtər ˈsʌmwʌn ʌp/
هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن؛ چاپلوسی کردن
کسی را تحریک به کاری کردن
To encourage someone to do something, often something foolish.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
His friends egged him on to jump off the pier.
دوستانش تحریکش کردند از اسکله بپرد.
Don't egg her on — she'll get into trouble.
تحریکش نکن؛ توی دردسر میافتد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
معمولاً برای تشویق به کار نادرست.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
egg on him
egg him on
ضمیر بین egg و on میآید.