پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

walk on eggshells

/wɔːk ɑːn ˈeɡʃelz/WAWK on EG-shelz

خیلی با احتیاط رفتار کردن (تا کسی ناراحت نشود)

تعریف انگلیسی

To be very careful not to upset someone.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Since the argument, we've all been walking on eggshells around him.

    از وقتی دعوا شد، همه دور و برش با احتیاط راه می‌رویم.

  2. I'm tired of walking on eggshells at work.

    خسته شده‌ام از اینکه سر کار هر لحظه مواظب حرف زدنم باشم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای فضاهای پرتنش یا آدم‌های زودرنج.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • walk on egg shells

    walk on eggshells

    eggshells سرهم نوشته می‌شود.