a nervous wreck
/ə ˈnɜːrvəs rek/
بهشدت مضطرب و بههمریخته
Nervous and easily upset.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Everyone's on edge waiting for the results.
همه در انتظار نتایج عصبی و بیقرارند.
Too much coffee puts me on edge.
قهوهی زیاد عصبیام میکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تنش و حساسیت زیاد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
on the edge
on edge
در معنای عصبی بودن، بدون the است؛ on the edge معنای لبهی پرتگاه دارد.