پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیA1· مبتدیخنثی

wake up

/ˌweɪk ˈʌp/WAYK UP

بیدار شدن؛ بیدار کردن

تعریف انگلیسی

To stop sleeping, or to make someone stop sleeping.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I woke up at five this morning.

    امروز ساعت پنج صبح بیدار شدم.

  2. Please wake me up at seven.

    لطفاً ساعت هفت بیدارم کن.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

روزمره؛ هم لازم هم متعدی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A1مبتدی

کلمات و عبارت‌های پایه‌ی روزمره

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • wake up me

    wake me up

    ضمیر وسط می‌آید.