پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

turn up

/ˌtɜːrn ˈʌp/UK /ˌtɜːn ˈʌp/TURN UP

سر و کله‌ی کسی/چیزی پیدا شدن؛ زیاد کردن (صدا)

تعریف انگلیسی

To arrive or be found unexpectedly; or to increase the volume or heat.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. My keys turned up in the fridge, of all places.

    کلیدهایم از همه‌جا در یخچال پیدا شد.

  2. Turn up the heating, it's freezing.

    بخاری را زیاد کن، هوا یخ است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

پیدا شدن، حاضر شدن (بریتانیایی‌تر از show up)، زیاد کردن صدا/حرارت.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • turn up it

    turn it up

    ضمیر وسط می‌آید.