پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطغیررسمی

show up

/ˌʃoʊ ˈʌp/UK /ˌʃəʊ ˈʌp/SHOH UP

حاضر شدن؛ سر و کله‌ی کسی پیدا شدن

تعریف انگلیسی

To arrive somewhere, especially when expected.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He showed up twenty minutes late.

    بیست دقیقه دیر سر و کله‌اش پیدا شد.

  2. Only half the guests showed up.

    فقط نصف مهمان‌ها آمدند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

حضور یا عدم حضور در قرار، جلسه، مهمانی.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • show up to late

    show up late

    late بدون to.