پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

turn out

/ˌtɜːrn ˈaʊt/UK /ˌtɜːn ˈaʊt/TURN OWT

معلوم شدن؛ از آب درآمدن

تعریف انگلیسی

To happen or be discovered to be a certain way in the end.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. It turned out that the email was a scam.

    معلوم شد ایمیل کلاهبرداری بوده.

  2. The party turned out better than expected.

    مهمانی بهتر از انتظار از آب درآمد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

نتیجه‌ی نهایی و غیرمنتظره.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • it turned out being a scam

    it turned out to be a scam

    با to be می‌آید.