get out of hand
/ˌɡet ˌaʊt əv ˈhænd/
از کنترل خارج شدن
قطرهای که کاسهی صبر را لبریز کرد؛ آخرین مشکل تحملناپذیر
The final problem in a series that makes a situation unbearable.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
When he showed up late again, that was the last straw — she quit.
وقتی دوباره دیر آمد، کاسهی صبرش لبریز شد و استعفا داد.
The price increase was the last straw for many customers.
افزایش قیمت برای خیلی از مشتریها آخرین ضربه بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی چند مشکل پشت هم پیش آمده و آخرین مورد باعث واکنش قاطع شده است.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
the last hay
the last straw
کلمهی ثابت straw است.