پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

get out of hand

/ˌɡet ˌaʊt əv ˈhænd/GET OWT uv HAND

از کنترل خارج شدن

تعریف انگلیسی

To become impossible to control.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The party got out of hand and the neighbours called the police.

    مهمانی از کنترل خارج شد و همسایه‌ها به پلیس زنگ زدند.

  2. We need to act before the costs get out of hand.

    باید قبل از اینکه هزینه‌ها از کنترل خارج شوند اقدام کنیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای موقعیت، بحث، هزینه یا بچه‌هایی که دیگر قابل کنترل نیستند.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get out of hands

    get out of hand

    hand مفرد و بدون حرف تعریف.