a drop in the bucket
/ə ˌdrɑːp ɪn ðə ˈbʌkɪt/
قطرهای در دریا؛ مقدار ناچیز در برابر نیاز
نوک کوه یخ؛ بخش کوچکی از یک مشکل بزرگ
A small, visible part of a much larger problem.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The complaints we've heard are just the tip of the iceberg.
شکایتهایی که شنیدهایم فقط نوک کوه یخ است.
This bug is the tip of the iceberg — the whole module needs rewriting.
این باگ نوک کوه یخ است؛ کل ماژول باید بازنویسی شود.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
از کوه یخ میآید: تنها حدود یکدهم آن بالای آب دیده میشود و باقی زیر آب پنهان است.
«نوک کوه یخ»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی نشانهی کوچکی از مشکل بزرگتری خبر میدهد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
the top of the iceberg
the tip of the iceberg
tip، نه top.