پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

the tip of the iceberg

/ðə ˌtɪp əv ði ˈaɪsbɜːrɡ/UK /ðə ˌtɪp əv ði ˈaɪsbɜːɡ/thuh TIP uv thee EYESS-burg

نوک کوه یخ؛ بخش کوچکی از یک مشکل بزرگ

تعریف انگلیسی

A small, visible part of a much larger problem.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The complaints we've heard are just the tip of the iceberg.

    شکایت‌هایی که شنیده‌ایم فقط نوک کوه یخ است.

  2. This bug is the tip of the iceberg — the whole module needs rewriting.

    این باگ نوک کوه یخ است؛ کل ماژول باید بازنویسی شود.

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

از کوه یخ می‌آید: تنها حدود یک‌دهم آن بالای آب دیده می‌شود و باقی زیر آب پنهان است.

نزدیک‌ترین معادل فارسی

«نوک کوه یخ»

معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسی‌زبان همین را می‌گوید.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی نشانه‌ی کوچکی از مشکل بزرگ‌تری خبر می‌دهد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • the top of the iceberg

    the tip of the iceberg

    tip، نه top.