get out of hand
/ˌɡet ˌaʊt əv ˈhænd/
از کنترل خارج شدن
لقمهی بزرگتر از دهان برداشتن
To try to do more than you are able to.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Taking three jobs at once — I think you've bitten off more than you can chew.
سه کار همزمان؟ فکر میکنم لقمهی بزرگتر از دهانت برداشتهای.
The company bit off more than it could chew with the expansion.
شرکت با آن توسعه لقمهی بزرگی برداشت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
هشدار یا توصیف کسی که بیش از توانش تعهد داده.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bite more than you can chew
bite off more than you can chew
off حذف نمیشود.