پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

run through

/rʌn θruː/RUN THROO

مرور سریع کردن؛ تمرین کردن

تعریف انگلیسی

To go through something quickly, or to rehearse.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Let's run through the plan one more time.

    بیایید یک بار دیگر برنامه را مرور کنیم.

  2. The actors ran through the scene.

    بازیگرها صحنه را تمرین کردند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در جلسات و اجرا.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • run through to the plan

    run through the plan

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.