پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

the run-up to

/ðə ˈrʌn ʌp tuː/thuh RUN-up too

روزهای منتهی به

تعریف انگلیسی

The period just before an important event.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. In the run-up to the election, prices were frozen.

    در روزهای منتهی به انتخابات قیمت‌ها ثابت نگه داشته شد.

  2. Shops are busy in the run-up to New Year.

    در روزهای پیش از سال نو مغازه‌ها شلوغ‌اند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در اخبار و برنامه‌ریزی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • in the run up of the election

    in the run-up to the election

    بعد از run-up حرف اضافه‌ی to می‌آید.