bring along
/brɪŋ əˈlɔːŋ/
با خود آوردن
باعث شدن؛ به وجود آوردن
To cause something to happen.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The new law brought about big changes.
قانون جدید تغییرات بزرگی به وجود آورد.
What brought about the decision?
چه چیزی باعث این تصمیم شد؟
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
کمی رسمی، در نوشتار و اخبار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bring about to changes
bring about changes
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.