پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

make for

/meɪk fɔːr/MAYK for

به سمت جایی رفتن؛ باعث شدن

تعریف انگلیسی

To move towards a place, or to result in something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. When the rain started, everyone made for the exit.

    وقتی باران شروع شد، همه به سمت خروجی رفتند.

  2. Small classes make for better learning.

    کلاس‌های کوچک به یادگیری بهتر منجر می‌شوند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

کمی رسمی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make for to the exit

    make for the exit

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.