let him cook
/let hɪm kʊk/
بگذار کارش را بکند
Unnecessarily upset or bothered about something small.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Why are you so pressed about a game?
چرا سر یک بازی اینقدر جوش آوردهای؟
He got pressed over a comment.
سر یک کامنت به هم ریخت.
Why is she ignoring me? — She's pressed you didn't like her post.
چرا محلم نمیذاره؟ — جوش آورده چون پستش رو لایک نکردی.
گفتوگوی دوستانهI'm not pressed, I just think it was rude.
ناراحت نیستم، فقط فکر میکنم بیادبی بود.
دفاع از خودچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
pressed یعنی «تحت فشار»؛ کسی که pressed است انگار زیر فشار یک موضوع کوچک له شده است. در انگلیسی آفریقاییتبار آمریکا رایج بود و در اینترنت فراگیر شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از واکنش اغراقآمیز کسی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
pressed of a comment
pressed about a comment
بعد از pressed حرف اضافهٔ about یا over میآید.