pressed
/prest/
جوش آورده؛ ناراحت
خونسرد و بیخیال
Calmly indifferent to something that might upset others.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They criticised her and she stayed unbothered.
انتقادش کردند و او خونسرد ماند.
Completely unbothered by the noise.
کاملاً بیخیال سروصدا.
Everyone's talking about you online. — I'm unbothered.
همه آنلاین دارن دربارهٔ تو حرف میزنن. — برام مهم نیست.
گفتوگوی دوستانهThe cat stayed completely unbothered while the kids screamed.
گربه در حالی که بچهها جیغ میزدن کاملاً خونسرد موند.
توصیف یک صحنهچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
کلمهای معمولی است (un + bothered: آزردهنشده) که در اینترنت دههٔ ۲۰۱۰ به نماد آرامش و بیاعتنایی به حرف دیگران تبدیل شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
تحسین آرامش کسی، اغلب مثبت.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
unbothered of the noise
unbothered by the noise
بعد از unbothered حرف اضافهٔ by میآید.