on cloud nine
/ˌɑːn ˌklaʊd ˈnaɪn/
در پوست خود نگنجیدن؛ بسیار خوشحال
از خوشحالی روی ابرها بودن
Very happy and excited.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We're over the moon about the new baby.
بهخاطر نوزاد جدید از خوشحالی روی ابرهاییم.
He was over the moon when his team won.
وقتی تیمش برد، از خوشحالی در پوست خودش نمیگنجید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
خوشحالی شدید؛ در بریتانیا بسیار رایج.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
on the moon
over the moon
over، نه on.
I'm over the moon!
I'm thrilled! / I'm on cloud nine!
over the moon بریتانیاییتر است اما در آمریکا هم فهمیده میشود.