feel blue
/fiːl bluː/
دلگرفته بودن
در اوج خوشحالی
Extremely happy and confident.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
After the promotion she felt on top of the world.
بعد از ترفیع، انگار روی ابرها بود.
Winning the match put us on top of the world.
بردن مسابقه ما را به اوج خوشحالی رساند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای شادی و اعتمادبهنفس زیاد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
on the top of world
on top of the world
شکل ثابت اصطلاح on top of the world است.