for good
/fər ɡʊd/
برای همیشه
یک بار برای همیشه
Completely and finally, so that it never needs to be done again.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let's settle this argument once and for all.
بیا این بحث را یک بار برای همیشه تمام کنیم.
I want to fix the leak once and for all.
میخواهم این نشتی را یک بار برای همیشه درست کنم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی از تکرار یک مشکل خسته شدهای و میخواهی کاملاً حلش کنی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
one time for all
once and for all
شکل ثابت این اصطلاح once and for all است.