پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

jump the gun

/dʒʌmp ðə ɡʌn/JUMP thuh GUN

عجله کردن؛ زودتر از موعد اقدام کردن

تعریف انگلیسی

To act before the right time.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Don't jump the gun — wait for the official results.

    عجله نکن؛ منتظر نتایج رسمی بمان.

  2. The newspaper jumped the gun and printed the wrong winner.

    روزنامه عجله کرد و برنده‌ی اشتباه را چاپ کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای هشدار درباره‌ی اقدام زودهنگام.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • jump on the gun

    jump the gun

    این اصطلاح به حرف اضافه نیاز ندارد.