sooner or later
/ˈsuːnər ɔːr ˈleɪtər/
دیر یا زود
Finally, after a long wait or a lot of effort.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
At last, the rain has stopped!
بالاخره باران بند آمد!
After three years of work, the book is finished at last.
بعد از سه سال کار، بالاخره کتاب تمام شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی بعد از انتظاری طولانی، چیزی که میخواستی اتفاق میافتد؛ معمولاً با حس آسودگی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
At last, I want to thank my family.
Lastly, I want to thank my family.
برای آخرین مورد یک فهرست lastly یا finally بگو؛ at last حس انتظار طولانی دارد.