پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطغیررسمی

on thin ice

/ˌɑːn ˌθɪn ˈaɪs/UK /ˌɒn ˌθɪn ˈaɪs/on THIN EYESS

در وضعیت خطرناک؛ یک قدم تا دردسر

تعریف انگلیسی

In a risky situation where a small mistake could cause serious trouble.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. After two warnings, he's on thin ice with the manager.

    بعد از دو اخطار، یک قدم تا دردسر با مدیر فاصله دارد.

  2. You're skating on thin ice if you keep missing classes.

    اگر همین‌طور کلاس‌ها را از دست بدهی، داری با آتش بازی می‌کنی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

هشدار درباره‌ی ادامه‌ی رفتار پرخطر.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • on a thin ice

    on thin ice

    ice غیرقابل‌شمارش است.