پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

move mountains

/muːv ˈmaʊntənz/MOOV MOWN-tunz

کوه را جابه‌جا کردن؛ کار بزرگی انجام دادن

تعریف انگلیسی

To achieve something that seems impossible.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. With enough support, this community can move mountains.

    با حمایت کافی، این جامعه می‌تواند کوه را جابه‌جا کند.

  2. Her determination moved mountains.

    اراده‌اش کارهای غیرممکن را ممکن کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تأکید بر قدرت اراده یا همبستگی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • move the mountains

    move mountains

    بدون the گفته می‌شود.